کفش
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 7:22
چشمم به کفش بود و دستم توی جیبم. خیلی گران و خیلی زیبا بود. پولش را داشتم اما تقریباً همهی پولم بود. بعد از کلی کشمکش بالاخره به فروشنده گفتم آن را بیاورد. بعد از چند دقیقه آمد و گفت همهی شمارههایش را داریم جز شمارهی پای شما. راستش خوشحال شدم! هم پولم حفظ شده بود و هم دل خودم را نشکسته بودم! با یک ک...
تمام من
-
تاریخ: 1395/11/29 ساعت: 22:33
هرگز نگفتم با تمام دنیا عوضت نمیکنم. آخر تمام این دنیا مگر چه تحفهای ست؟ اصلاً این جمله قبیح است. یک جور چانه زنی بر سر قیمت است. با دنیا عوضت نمیکنم یعنی با چیز دیگری شاید. اصلا حرفِ عوض کردنِ تو، با هرچه کهباشد، احمقانه ست.
کنار پنجره، پشت این باران
-
تاریخ: 1395/11/29 ساعت: 22:33
معشوق مغرور من کاش میشد بیایی و یک بار دیگر با هم سرِ این میز دربارهی عشق سکوت کنیم... ۲۷ بهمن ۹۵
پیری
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 6:34
میخواستیم به پای هم پیر شویم حواسمان پرت شد، به دست هم پیر شدیم... ۱۶ آبان ۹۵
خواب های رنگی
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 11:44
دلم میخواهد چرخ فلک چند روزی دست از سرمان بردارد که کمی نفس بکشیم. مثلا با هم برویم مسجد نصیر الملک شیراز. تو چادر رنگی سر کنی و بنشینی کنار یکی از ستونهای شبستان و در حالی که صورتت رنگ در رنگ شده برایم آهنگ «باز باران» را بخوانی و من سر بر روی زانوی تو مقرنسها را نگاه کنم و آهسته خوابم ببرد. مثل ال...
بنال
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:08
یکی از مسائلی که انسان در اوایل شاغل شدنش با آن برخورد میکند مسئله ی «ناله» است. بله، ناله! به اسن صورت که در محل کار از هرکس بپرسی چه خبر میگوید بدبختی! بپرسی چطوری میگوید دست روی دلم نگذار و قس علی هذا. اگر هم دلیل را جویا شوی دلیلش یکچیز بیشتر نیست: پول! و اوایل آدم چه دلها که برای بعضیهایشان نمی...
قد، و سایر پارامترهای فیزیکی
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:08
رویم نمیشود از این پسر و دختری که توی آزمایشگاهمان، آزمایشگاه دانشگاه را میگویم، کامپیوترشان کنار هم است و با هم مثل نامزدها رفتار میکنند بپرسم که در چه مرحلهای هستند و اسم رابطهشان را چه میشود گذاشت. ولی خب برایم مسلّم است این است که از جنس گرل فرند بوی فرندهای رایج دانشگاهی نیستند. چیزی که برایم ج...
چهل بیت
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:08
امروز که مادرم را دیدم از او خواستم بعضی از شعرهای «چهل بیت» را برایم با خط خودش بنویسد تا یادگاری برایم بماند. یادگاری از عزیزانی که به جبر زمانه روزی شاید نداشته باشیمشان خیلی خوب است. شما هم یک دست خط اختصاصی از مادر یا پدرتان داشته باشید. اما لطفا اگر میخواهید این کار را بکنید مثل من نگذارید آنق...
از الف انتظار تا علف انتظار
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:08
سالها میشود که منتظرم. زیر پایم علفزار... بر گونههایم شورهزار... و روی موهایم گندمزار سبز شده. برای دیدن گندمزار بر نمیگردی؟ برگرد! بدجوری طفلکی شدهام چشمم زار... حالم نزار... و لباسهایم مزار هزار سالهام شده. هنوز پیش این دیوانهی بی آزار بر نمیگردی؟ 15 مرداد 95
قربان
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:08
تا آمدم قربانت شوم، یک گوسفند از راه رسید و جای مرا گرفت! عیدتان مبارک :)
مشق عشق
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:08
چشمات مث «دوات»ه. مژه هات مث لیقه ست. و من هنوز تو این فکرم که چطوری با اون مرکب عسلی خوشرنگ روزگارمُ سیاه نوشتی. چشمات «دوات»ه. چشمات «دوا»مه. دوای دردامه. اما اگه، اگه مهربون باشی. مهربونا! نه مثل حالا که با جوهر چشمات نمک به زخمم میپاشی. نه مثل حالا که جوهرنمک به زخمم میپاشی.
چشم هایم
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:08
این روزها که شرمنده ی چشم هایم هستم! این روزها که کارم پشت کامپیوتر است، درس خواندنم پشت کامپیوتر است، و تفریح و استراحتم هم پشت کامپیوتر است، نگران این هستم که نمره ی چشمهایم بیشتر نشود. شاید بگوییدخب، به ما چه؟ باید بگویمخوبیت ندارد وبلاگ آدم زیادی دست نخورده باقی بماند! خلاصه این روزها شدیدا درگی...
درباره ی محرم
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:07
در باره ی محرم حرف بسیار است اما نگاه های متفاوت کم! این نگاه متفاوت را در وبلاگ آقا مهدی بخوانید: فانتزی محرم
اخبار کوتاه
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:07
خبر کوتاه بود و ویرانگر: آشپز شرکت دو هفته مرخصیه و ناهار با خودتونه!
درباره ی سعید طوسی
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:07
صرف نظر از درست یا غلط بودن این خبر زشت، این که توقع داشته باشیم قاری قرآن حتما خوب باشد یا گناه نکند مثل این است که توقع داشته باشیم استاد حقوق کار خلاف قانون انجام ندهد... بعداً نوشت: آیه 5 سوره جمعه: "مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَس...