اگه چی بودم؟ - ۱
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 9:59
اگه شیء بودم، حتما عینکت بودم. همیشه جلو چشمتم و هیچوقت منو نمیبینی!
اگه چی بودم - ۲
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 9:59
اگه لباس بودم، حتما چادرت بودم. خیلی وقته از سرت افتادم!
کمر شکن
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 9:59
از من میشنوید تا آمادهی انجام کاری نشدید آن کار را شروع نکنید. دو روز پیش بود که به خاطر رانندگی بد یک راننده پراید و این که نزدیک بود من و دوچرخهام را بفرستد زیر تریلی، ناخودآگاه چند ضربهی محکم به شیشهی ماشینش کوبیدم و فریادزنان اعتراض کردم در
مناظرات دلبرانه (درباره انتخابات-۱)
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 9:59
«#مناظره_زنده عیار واقعی کاندیداها را به نمایش میگذارد کیفیتهایی مثل تیزهوشی، مدارا، واکنش سریع، خویشتنداری، بردباری، نکتهسنجی...» جملات فوق اظهار نظر یکی از کاربران معروف توییتر درمورد بحث لغو مناظرهی زندهی کانداهای ریاست جمهوری، و در عوض پخ
عکس انتخاباتی (درباره انتخابات-۲)
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 9:59
نمیشود با گفتن این حرف که هدف تبلیغ یک کار خوب است چیزی را توجیه کرد. عکس گرفتن با خانهی محرومین با آن اسباب اثاثیه ی کهنه و کم، و آن قیافههای مظلوم، مخصوصاً وقتی عکس از داخل گرفته شود و لحظهی ورود شما را ثبت کند، کار جالبی نیست مسئولان گرامی! مه
انفعال (درباره انتخابات-۳)
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 9:59
دیروز یکی از توییتریها حرف جالبی زد. نوشته بود این که همسایهی آدم چه کسی باشد روی کیفیت زندگی آدم تأثیر دارد، بعد چطور یک عده میگویند فرقی نمیکند چه کسی رئیس جمهور باشد؟! واقعا اگر اینجا کسی هست که قصد دارد رأی ندهد ممنون میشوم یک فایدهی این کار را بگوید ما هم بدانیم!
نوروز معمولی
-
تاریخ: 1396/1/20 ساعت: 0:26
راستش تعطیلات نوروز آنقدرها هم برایم شیرین نیست. هرسال چند روز زودتر به خانه برمیگردم و به کمک خواهر کوچیکه (نمیدانم معادل رسمی این عبارت چیست!) که او هم تقریبا همان موقع، یعنی حوالی ۲۵اسفند به خانه بر میگردد، خانه تکانی را انجام میدهیم و منتظر مهمانها میشویم. خواهرها یکی یکی میآیند. دو تا از ت
من من کله گنده
-
تاریخ: 1396/1/20 ساعت: 0:26
امر به معروف و نهی از منکر خیلی خوب است. به آن اعتقاد دارم. اما به طرز غریبی حس میکنم هرچه آدم بدتری میشوم، بیشتر به دیگران ایراد میگیرم. با این روند کم کم شبیه میشوم به آن کاراکتر معروف فیلمها و داستانها و شعرهای ایرانی، یعنی همان مرد میانسال تپلی و کله گندهای که خودش در خفا همه کار میکند اما جلوی ...
مردی به نام مصطفی
-
تاریخ: 1396/1/20 ساعت: 0:26
اگر قصد دارید کتاب «مردی به نام اُوه» بخوانید، پیشنهاد میکنم خواندن این پست را به زمان دیگری موکول کنید. دو سه هفتهای میشود کتاب «مردی به نام اُوه» را تمام کردهام. شاید برای این سنم مناسب نباشد اما حس میکنم شباهت زیادی به اُوه دارم! اُوه کیست؟ یک پیرمرد گاه معمولی و گاه متفاوت. قوانین خاص خود
مفتخور پروری کردن
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 12:26
اول دعا میکنم حالتون مثل سالتون نو شده باشه ؛ بعد میگم سال نو و حال نو مبارک؛ بعد هم میگم اگه دعای خوبی برای من کردید، آینه آینه✋ :) پینوشت اول: چه اسم خوبی واسه امسال انتخاب شده. پینوشت دوم: دولتمردانِ حال حاضر و دولتمردان دولت منتخب امسال، عنایت بفرمایید؛ فرمودند سال اقتصاد مقاومتی، «تولید» و اش
بهترین
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 15:33
خیلی بد است که همهتان معتقیدید مادر خودتان بهترین مادر دنیاست و من نمیتوانم حالیتان کنم که درواقع مادر من بهترین مادر دنیاست!
تحصن مهم
-
تاریخ: 1395/12/26 ساعت: 3:06
این روزها از تنها چیزی که تعجب میکنم، تعجب کردن مردم از برخی اتفاقات است! مثلاً همین قضیهی تحصن طلاب در اعتراض به صحبتهای استاندار خراسان جنوبی (که گفته بود رقص منافاتی با اسلام ندارد و غیره). راستش این قضیهی تحصن هم همانطوری است که انتظارش را داریم دیگر! میپرسند «چرا طلاب برای قضایایی مانند رب
کتابهای تقریباً تصادفی
-
تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 15:03
توی این پنج هفتهای که گذشت از آغاز دور جدید کتابخوانی، کتابهای ناطوردشت (جی.دی.سلینجر)، چشمهایش (بزرگ علوی)، گوژپشت نوتردام(ویکتورهوگو)، عزاداران بَیَل(غلامحسین ساعدی) و من زندهام(معصومه آباد) را تمام کردهام. راستش حوصلهی تجزیه و تحلیل مفصل ندارم. به طور کلی اگر بخواهم بگویم، به نظرم گوژپشت نوتردام ...
دفاع غریزی
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 7:22
هرچند ۱۸سال شب امتحانی بودم، اما هیچ وقت فکر نمیکردم پاورپوینت ارائه دفاع از پایان نامه را هم بگذارم برای شب دفاع! درست کردن پارپوینت تا ساعت ۵ونیم صبح طول کشید. تا ساعت ۹ خوابیم، اگر بشود اسمش را خواب گذاشت! بعد رفتم دانشگاه و... با نظر استاد کلی تغییرات در پاورپوینت انجام دادم. طوری کهتا نیمساعت ق...
بحرانهای پسا دفاع
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 7:22
دوران بزرگسالی چند لایه دارد که با گذر از هر کدام، یک سری مسئولیتها اضافه ویک سری آزادیها گرفته میشود. اولین لایه ۱۸ سالگی است که به سن قانونی میرسی. دومین لایه دانشجو شدن است. سومین لایه بیست وسه سالگی است که نمیدانم چرا، ولی بعد از آندیگر بچه محسوب نمیشوی! لایه های بعدی هم تمام شدن درس وتمام شدن س...
درخواست معرفی
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 7:22
مخاطبین گرامی، میخواهم لطف بفرمایید و هرکدام دو، و تنها دو وبلاگ معرفی بفرمایید. وبلاگهایی که معرفی میکنید موضوعی نباشند، مثل علمی یا گزیده شعر و... بلکه شخصی نویسی باشند. اگر هم فکر میکنید با نظر عمومی گذاشتن دوستان بلاگر دیگرتان که معرفیشان نکردهاید دلخور میشوند نظر خصوصی بگذارید!
شال گردن برام میبافی؟
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 7:22
از اولین روز سرد شدن هوا در آبان ماه، دو تا شال گردنم را در آوردم و نوبتی میپوشمشان. شال گردن، گردن آدم را گرم نگه میدارد. شال گردن را که روی دهانت بکشی نفسهایت را گرم میکند. شال گردن میتواند با کلاه آدم ست شود و هارمونی بهتری به تیپ آدم بدهد. شال گردن، یکی از معدود دلخوشیهای زمستان است. همین چند رو...
بو میکشم تو رو از شال قرمزم
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 7:22
یادم است وقتی آن روز پاییزی شال گردنی که بافته بودی را دور گردنم میپیچیدی، دلم میخواست هوا همیشه سرد بماند. وقتی گفتم «حالا چی شد که برام شال بافتی» با آن صدای زیبایت، قشنگ ترین جواب دنیا را دادی. گفتی « من دلم واسه عشق تو کوچیکه، نمیتونم توی دلم نگهش دارم. از زیر و بم رفتارم پیداست. از توی چشمام می...
سجادیه-قمر بنی هاشم
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 7:22
خبر کوتاه بود و خنده دار: «با اکثریت آرای شورای شهر، فلکه اول و سوم تهرانپارس، به «قمر بنی هاشم» و «سجادیه» تغییر نام دادند» ! من تا جایی که دیدهام در شهرستانها شورای شهر معمولا از نخبهها یا افراد معتمد شهر که سرشان کمی به تنشان بیارزد انتخاب میشوند. اما شهروندان محترم تهران با آنهمه ادعای فرهنگ و س...
دیشب...
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 7:22
دیشب با یک خواب قلابی موهای کلافه ات را بافتم...