افول
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 15:43
قبلاً بارها گفتهام از مرگ نمیترسم. نه از مرگ خودم و نه عزیزانم. واقعا نمیترسم. اما به همان میزان که مرگ برایم یک مقولهی حل شده و پذیرفته شده است، از پیری میترسم. از پیری خودم و عزیزانم! از دیدن
اینستای گرام
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 15:43
دوستان، بیایید با هم روراست باشیم؛ ما همگی با مشکل حجم اینترنت درگیریم! و اکثرمان هم به اینستا گرام, معتادیم. از دیگر سو، اینستا گرام, هم حقیقتا بی شعور است و هیچ رقمه اجازهی لغو دانلود و پخش خودکار ویدی
نگفتنی
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 15:43
خدایا! باور نمیکنم اینطور بی رحمانه جهنمی که هیچ وقت از ته دل به آن ایمان نداشتم (و میگفتم خدا اهل این بچه بازی ها نیست) را در همین دنیا نشانم دادی! باور نمیکنم فمن مثقال ذره خیر یره را بگذاری برای
نگفتنی های از دهان در رفته ی مصطفا...
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 15:43
یه زمانی فکر میکردم وبلاگ دلستون رو تا آخر عمرم دارمش. اما الان به این نتیجه رسیدم که هر چیزی آغازی داشته باشه حتما پایانی هم خواهد داشت. شاید اگر کل مطالب رو بخونید هم چیزی دستگیرتون نشه، اما دلستون
دروغ بزرگ
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:53
- این دنیا چیست؟ + دروغی بین دو حقیقت!
ای گور به گور شده!
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:53
"بعد از بازگرداندن جنازه رضا شاه به ایران در نزدیکی حرم شاه عبدالعظیم آرامگاه و بارگاهی برای او ساخته شد که در سال ۵۹ تخریب گردید. حالا در همان حوالی جسدی مومیایی پیدا شده که احتمالا متعلق به رضا شاه باشد." با انتشار این خبر فکر میکنید رویکرد مسئولین چه خواهد بود؟ قطعا حکومت حاضر از جسد مومیایی شدهی...
مجاز محض - ۹
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:53
اگر بخواهیم بپذیریم که من و تو یک زندگی مشترک مجازی داشته ایم؛ خب هر زندگی مشترک هم ملزوماتی دارد. اولین چیزی که از زندگی مشترک به ذهن میآید، یک سقف مشترک است. زیر یک سقف رفتن، هم خانه شدن. جایی که با هم حرف میزنید، با هم چای میخورید، جایی که در آن با هم زندگی میکنید. حالا با این اوصاف خانهی ما کجا ...
برایم تب کن تا برایت بمیرم!
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:53
داشتم به این فکر میکردم که چطور میشود واقعا از کالای ایرانی حمایت کرد؟ بعد به این فکر کردم که ارزشمند ترین کالای ایرانی چیست؟ هرچه فکر کردم دیدم با ارزش تر از همان پولی که توی این وانفسا با بدبختی به دست میآوریم نیست! پولی که به قیمت وقتمان، دوری از خانه و خانوادهمان، و گاه دور از خوشی و آسایشمان به...
انتحار در نیمه شب
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:53
خودش رفته بود اما نمیگذاشت من بروم. میخواست همیشه مثل یک شبح توی زندگیاش باشم. رفتن من دیوانهاش نمیکرد اما یک گوشهی ذهنش را درگیر میکرد. اما او این را نمیخواست. او باید تمام ذهنش آزاد باشد. تمام ذهنش درگیر موفقیتهایی باشد که قرار بود بدون من رخ دهد. این بود که هربار بوی رفتن من میآمد مهربان میشد و ت...
ماشین خرندگان جوان - ۶
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:53
پیش نوشت: پنج قسمت قبل را میتوانید از اینجا بخوانید. باید چه میکردیم؟ ماشبن را نمیخواستیم اما نمیشد هم رفت و به طرف گفت من کاپوت ماشینت را داغان کردهام ببخشید! حتی اگر پول تعمیر را هم میدادیم ماشینی که کاپوتش رنگ شده یا تعویضی باشد فروشش سخت است و قیمتش هم افت میکند. از طرفی مقصر هم نبودیم که بخواهی...
حافظه ی کوتاه مدت!
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:53
دوستان امیدوار و غیر امیدوار دوستان بهاری دوستان سلطنت طلب دوستان دلواپس و دلوانپس دوستان سرسبز دوستان برانداز خوشگلای من گلهای خندان دقت فرمایید وضعیت گرونی دلار و سکه و طلا مال قبل از خروج امریکا از برجام بود! صب توی گیر و دار انتخابات اینجوری بهتون قالب نکنن که برجام خوب بود ما همه چیو درست کرده ...
بیست و هفت سال تمام
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:53
چقدر امروز جای خالیات حس میشد. صبح که از خواب بیدار شدم این جمله را با خودم زمزمه کردم که "امروز تولد من است و تو نیستی". و به این فکر کردم که چقدر تناقض دارد این جمله. روزی که تو نباشی تولد نه، مرگ من است. و بعد باز هم خوابم برد. هربار بیدار شدم همینها را مرور کردم و دوباره خوابیدم. دستم به مرگ نه،...
عادت نمیکنم
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:53
نوروزِ بدون تو تو را تجربه کردم و آموختم. اما روزهای بدون تو بسیارند. باید یک سال بگذرد تا همهشان را یاد بگیرم. تولدت بدون تو، تولدم بدون تو، حال و هوای ماه رمضان و بیداری افطار تا سحرش بدون تو، عصرهای خسته از کار تابستان بدون گپ زدن با تو، سرما و سرما خوردن پاییز، خرید دم عید، حال و هوای محرم، شب ی...
حقایق مقتول
-
تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:53
بعضی وقتها فکر میکنم چیزی که واقعا دلم میخواهد، این است که توی خیابان یک نفر غریبه را بدزدم و به خانه بیاورم. به یک صندلی ببندمش و چند روزی به او آب و غذا بدهم که زنده بماند و بتواند خوب بشنود. در خلال این چند روز زندگیام را از روز اول تا به حالا، آنطور که واقعا بوده برایش تعریف کنم. همهی حرفهای توی...
آزمون استخدامی
-
تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 16:27
وقتی دیدم برگزار کنندهی آزمون برخلاف دفعهی پیش خود دانشگاه شیراز نیست تعجب کردم؛ هرچند به تعداد شرکت کنندگان در آزمون استخدامی و که از هر کدام گرفته میشود فکر کردم حق دادم که شرکت های ریز و درشتی تشکیل شوند وآزمون استخدامی را برای نهادهای مختلف برگزار کنند. اما وقتی برای شرکت در آزمون رفتم فهمیدم خص...
گلایه
-
تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 3:06
دلستون نخلستون خونه ی نخلا ؛دلستون آرامگاه منه.________________ Home اینستاگرام: mostafamoosaviiii کانال تلگرام About آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا : http://goo.gl/Rql0Wp . طبقه بندی موضوعی چامه (شعر ها) (۳۴) دیدگاه (افاضات و اظهار نظرها) (۶۴) خطوط پراکنده (دلنوشته ها) (۵۷) ایام (خاطرات) (...
پرفکت
-
تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 3:06
دلستون نخلستون خونه ی نخلا ؛دلستون آرامگاه منه.________________ Home اینستاگرام: mostafamoosaviiii کانال تلگرام About آدرس کوتاه شده برای لینک دادن در بلاگفا : http://goo.gl/Rql0Wp . طبقه بندی موضوعی چامه (شعر ها) (۳۴) دیدگاه (افاضات و اظهار نظرها) (۶۴) خطوط پراکنده (دلنوشته ها) (۵۷) ایام (خاطرات) (...
و مرگی که همین نزدیکی است. لای این شب بو ها...
-
تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 17:45
امروز خبر رفتن دوتا از دوستان دوران کودکیام را شنیدم. یکیشان در دوران راهنمایی و دبیرستان هم مدرسهای ام بود ودیگری دوران ابتدایی هم بازیام. یکیشان رفت که ۷سال امریکا دکتری بخواند. دومی خودکشی کرد. خدا کند این که خودکشی بوده شایعه باشد... «محسن راحتی». فگر میکتنم ۲۷ ساله بود. نامزد هم داشت. بچهی آرام...
کودک پیر
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 1:23
پسرک ده سالی داشت. چند شال و روسری روی دستش گرفته بود و داد میزد: «انواع روسری و شال فقط ۵ تومن. انتهای پاساژ دست چپ. به علت عید قربان حراج بیست روزه. فقط پنج هزار تومن!» همینطور کهرد میشدم سرم را نزدیکش بردم و گفتم: «بگو به مناسبت عید قربان». انتظار داشتم با لبخند کودکانه و شیطنت آمیزش مواجه شوم. ا...
مجاز محض 7 - مِهر مکتوب
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:50
رسول اکرم (ص) به حضرت علی (ع) فرموده اند : بزرگترین مردمان در ایمان و یقین، کسانی هستند که در روزگاران آینده زندگی می کنند، پیامبرشان را ندیده اند، امام آن ها در غیبت است و فقط به سبب خواندن خطی روی کاغذ ( خواندن قرآن کریم و احادیث معصومین علیه السّلام) ایمان می آورند. و بزرگترین مردمان در عشق ماییم...