خرید بک لینک

به جای آخرین جرعه، آخرین حرفت را قورت دادی. استکان را روی میز و مرا روی صندلی رها کردی و رفتی. استکان را برداشتم و یک نفس سرکشیدم. و از تهِ استکان دیدم که دور شدی. دور.... حالا سالها گذشته. چشمم دور بین شده. عینکم ته استکانی شده. نفس تنگی دارم و هنوز منتظرم حرف آخرت را بگویی.

برچسب: نویسنده: آراد موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 8 دی 1398 ساعت: 22:26

صفحه بندی